آموزش نشانه هـ ـهـ ـه ه
9ماه ستاره ها مهتاب نُه
هـ اول ـهـ وسط ـه آخر چسبان ه آخر تنها
ما،چهار تابرادَر
وسط وغیرآخر
هم اول وهم آخر
هم تنهاییم ،هم چسبان
مهربانیم و خندان
می گوییم، ای بچه ها
کشیده است این صدا
9هـ اول ـهـ وسط ـه آخر چسبان ه آخر تنها
ما،چهار تابرادَر
وسط وغیرآخر
هم اول وهم آخر
هم تنهاییم ،هم چسبان
مهربانیم و خندان
می گوییم، ای بچه ها
کشیده است این صدا
وقتی خروس نازم قوقولی قوقو رو سر داد از یه روز خوبِ خوب بازم به من خبر داد گفت عزیزم بیدار شو صبح شده باز دوباره هوا چه روشن شده خورشیدخانوم بیداره پاشو چشاتو واکن دنیا خیلی قشنگه خورشیدخانوم طلایی، آسمون آبی رنگه زودباش با یاد خدا از خواب ناز بیدار شو وقتی صبحونه خوردی مشغول کار و بار شو منبع:تبیان

خورشید
زیبا زیبا زیبایی ای خورشید
فردا تورا دوباره خواهم دید
مانند من در شب ها می خوابی
فردا بیرون می آیی می تابی
من می روم به صحرا با،بابا
تو هم با ما مِی آیی به آن جا
وقتی ما،در صحراییم با مایی
ما در پایین،اماتو بالایی
تومی روی پشت کوه تا فردا
شاد وخندان بر گردی پیش ما
زیبا زیبایی ای خورشید
فرداتورادوباره خواهم دید.
شعبانی
دیروز بایک پلوپز برقی ومقداری برنج خام وجو وروغن آفتاب گردان وعدس
به کلاس رفتم.بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.

برنج غیر از اینکه یک غذای سهل الهضم است بسیار مقوی است و ضمنا خواص
درمانی بسیاری را داراست که به تعدای از آن اشاره می شود .
۱)برنج قهو ه ای خاصیت ضد التهاب عصبی را درد .
۲)خوردن برنج تحریکات معده و روده را کم می کند .۳)از جوانه برنج نوعی مالت تهیه می شود که بعنوان مقوی معده بکار می رود .
۴)اگر برنج را در آب بپزید آب درمان کننده اسهال و اسهال خونی است .آب برنج را می توان به اطفال شیرخوار نیز داد .۵)برای شست و شوی زخم ها از آب برنج استفاده کنید .
۶)آب برنج را می توان برای درمان ورم های روده ای و استفراغهای خونی بکار برد .
7)دم کرده ریشه و ساقه های زیر زمینی برنج برای زیاد شدن ترشحات ادرار مصرف می شود .
۸)برای درمان تب ، بدن و سر را با آب برنج کمپرس کنید .
۹)برنج خواب آور است .
۱۰) برنج تشنگی را برطرف می کند .
ایجاد انگیزه برای درس نارنج وبرنج (جـ ج )
گنجشک زیبا
سپیده صبح دوباره سرزد
پرنده شب دوباره پر زد
خروس خانه ترانه سر داد
وقت سحر را به من خبر داد
بیرون امدم در هوای باز
وضو گرفتم برای نماز
دیدم نشسته گنجشکی زیبا
بر روی شاخه ارام و تنها
جیک و جیک می کرد در ان صبح زود
گویی که او هم یاد خدا بود
جعفر ابراهیمی (شاهد)
کریم فقط خداست..........
درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زندعبور میکرد.
چشمش به شاه افتاد با دست اشارهای به او کرد.
کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ اوردند.
کریم خان گفت: این اشارههای تو برای چه بود؟
درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم.
آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه میخواهی؟ درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت.
خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد.
پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد...
روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت.
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشارهای به کریم خان زند کرد و گفت:
نه من کریمم نه تو.
کریم فقط خداست،
که جیب مرا پر از پول کرد
و قلیان تو هم
سر جایش هست....
آینده باید سرمشق همه قرارگیرد . امام خمینی(ره)