سی ام آذره و یک  شب زیبا

یه  شب بلند به اسم شب یلدا

 

شب شب نشینی و شادی و خنده

شبی که واسه ی همه خیلی بلنده

 

همه ی اهل خونه خوشحال و خندون

آجیل و شیرینی و میوه  فراوون

 

شب قصه گفتن و یاد قدیما

قصه ی لحاف کهنه ی ننه سرما

 

شب یلدا که سحر شد،فصل پاییز میره

جای پاییز رو زمستون می گیره

 

ننه سرما باز دوباره برمی گرده

کوله بارش رو پر از سوغاتی کرده

 

شاعر: خانم مهری طهماسبی دهکردی